Article 6
دلم یه سنگ صبور می خواد که همه سفره دلم رو براش باز کنم .بدون اینکه بترسم یه روزی بر علیه خودم استفاده می شه.
View ArticleArticle 5
باورم نمی شه که فقط 2ماه به عروسی منمونده باشه.!!!!!!!!!!!!!!خدایا واقعاً؟ ؟؟ ؟؟؟ ای کاش از هر نظر خوب باشه. هر نظر یعنی اینکه ....... ( چون خودت می دونی دیگه نمی گم)
View ArticleArticle 4
عروسی ام برگزار شد. می تونم بگم 80درصد خوب بود و راضی بودم. یه کم بی برنامگی پیش اومد که باعث شد مامانم رو تو عروسی پیشم حس نکنم. منم که دختر لوووووووووووووووووووس مامان. ولی بیخیال گذشت دیگه.کمتر از...
View Articleدلم خوشه وبلاگ دارم.
الان یه عالمه روده درازی کردم که همش پرید. ولی از رو نمی رم.من چرا نمی تونم مثل بیه وبلاگ نویسا باشم. دلم خوشه وبلاگ دارم. اولین بار دوران کارشناسی برای درس حشره شناسی می خواستم در مورد کفشدوزک تحقیق...
View Articleدلم عشق محکم می خواد
این روزا یه فکرایی میاد تو سرم که احساس می کنم نباید بیان. به انتخاب هایی که کردم . به چیزهایی که ازشون گذشتم و چشم پوشی کردم. من در مورد ازدواج آدم سخت گیری بودم. یعنی دیگران این طوری می گفتن. تو...
View Articleمهمونی فامیل شوهر
دیشب این طور موقع ها دلم آشوب بود.قرار بود امروز مادر و پدر همسری بیان ناهار خونمون. اولش قرص و محکم نگفتن میان. منم فکر کردم این بار هم یه تعارفی کردن و شاید نیان.ولی وقتی قطعی شد دیدم ای دل غافل نه...
View ArticleArticle 0
من رفتم/ خداحافظاین دفعه دیگه راست راستکی خداحافظ(دقیقاً الآن با کی داری خداحافظی می کنی؟ با خودم)دلم نمیاد حذفش کنم. لااقل تا وقتی که نسخه پشتیبان بگیرم که نوشته هامو خودم داشته باشم.
View Articleفعلا ندارد
دیروز برای کاری رفتم بیمارستان نیکان. همونجایی که پسرکوچولو به دنیا اومد. تو راه برگشت از جلوی قاراشی همایون هم گذشتیم. همونجایی که سه تایی رفتیم جیلیز ویلیز سفارش دادیم. یه دونه سفارش دادیم و سه تایی...
View Articleصبر
مسئله مهمی که خیلی وقتها بهش اشاره میشه و خودم هم میدونم ولی عمل نمیکنم در مواجهه با یک بچه صبر هست. اینکه نخوای سریع کارهاش رو بکنه چون هنوز نمیتونه. اینکه وقتی داره حرف میزنه و هنوز توانایی این رو...
View Article1
احساس میکنم که توی یک غار هستم. غار نه ، چیزی شبیه غار. ازین لوله های بزرگ و آهنی انتقال نفت که قطرش به اندازه دو تا قد انسان هست. زنگ زده و تاریک. من دارم توی این لوله راه میرم. کلا همه زندگی ام درین...
View Article2
الان فهمیدم مشکل من شب دیر خوابیدن و نتونستن سحر خیزی نسیت. مشکلم اینه که هیچ چیز هیجان انگیزی وجود نداره که برام از خواب و پتو و بالش دوست داشتنی تر باشه. خدایا خواهش میکنم کاری کن که برام جذاب بشی....
View ArticleArticle 5
خیلی بی ادبیه اگه حوصله حرف زدن با کسی رو نداری، تلفنش رو جواب ندی؟؟؟ به نظرم عین ادب و احترامِ که به جای اینکه بی حوصله و سرسری جواب بدی، اصلا جواب ندی. بخصوص که وقتی داره چشمات گرم میشه از خواب زنگ...
View ArticleArticle 4
مغزم ورم کرده از صدای جیغ های خودم که پاشو، بنویس، اینجا نخواب. واقعا جمع داشتن دانش آموز کلاس اولی و خوندن دکترا جمع بین بدبختی هاست. جالبه که هر شب با خودم میگم اصراری نکنم بر مشق نوشتن هاش که خودش...
View ArticleArticle 3
گاهی وقتا دلم میخواد برم توی فضا. در سکوت و تاریکی معلق باشم و هیچ کاری لازم نباشه انجام بدم. مثل دوران جنینی. ایکاش میشد گاهی برگشت به اون دوران. میگن رابطه این دنیا و اون دنیا هم مثل دنیای جنینی و...
View ArticleArticle 2
دیروز پسرک میگفت یه بغضی تو گلومه. سعی خودم رو میکردم که حالش رو بهتر کنم. ولی چطوری وقتی خودم بغض دارم و از توجه و حمایت و آغوش خالی خالی ام، به اون بچه این چیزایی که نیاز داره رو بدم؟ 😔
View ArticleArticle 1
میخوام بخوابم. خسته هم هستم. خوابم هم میاد ولی نه مثل شبهای دیگه هفته که از شدت خستگی و خواب سرم درد گرفته. تا جایی که حتی شام رو به زور قورت میدم و حتی حال ندارم بشقاب رو به آشپزخونه برسونم و همونجا...
View Article😑
دلم میخواد یه جا بشینم بی استرس مقاله و حرف استاد و نگرانی برای آلوده بودن سلول و مایکو پلاسما و جواب رنگ آمیزی و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه. خدایا من رو ازین عذاب نجات بده. ازین سرزمین پر از چالش و...
View Articleفعلا ندارد
دیروز برای کاری رفتم بیمارستان نیکان. همونجایی که پسرکوچولو به دنیا اومد. تو راه برگشت از جلوی قاراشی همایون هم گذشتیم. همونجایی که سه تایی رفتیم جیلیز ویلیز سفارش دادیم. یه دونه سفارش دادیم و سه تایی...
View Articleصبر
مسئله مهمی که خیلی وقتها بهش اشاره میشه و خودم هم میدونم ولی عمل نمیکنم در مواجهه با یک بچه صبر هست. اینکه نخوای سریع کارهاش رو بکنه چون هنوز نمیتونه. اینکه وقتی داره حرف میزنه و هنوز توانایی این رو...
View Article1
احساس میکنم که توی یک غار هستم. غار نه ، چیزی شبیه غار. ازین لوله های بزرگ و آهنی انتقال نفت که قطرش به اندازه دو تا قد انسان هست. زنگ زده و تاریک. من دارم توی این لوله راه میرم. کلا همه زندگی ام درین...
View Article